من و تو برای همیشه

اغوش

مرد باید

وقتی مخاطبش عصبانیه , ناراحته , میخواد داد بزنه

وایسه روبروش بگه

تو چشام نیگا کن , بهت میگم تو چشام نیگا کن

حالا داد بزن , بگو از چی ناراحتی

بعد مخاطب داد بزنه , گله کنه , فریاد بکشه , گریه کنه

حتی با مشتای زنونه ش بکوبه تو بغله مرد

آخرش خسته میشه میزنه زیر گریه

همونجا باید بغلش کنه

نذاره تنها باشه

حرف نزنه ها , توضیح نده ها

کل کل نکنه ها , توجیه نکنه ها

فقط نذاره احساس کنه تنهاست

مرد باید گاهی وقتا مردونگیشو با سکوت ثابت کنه

با بغلش !!!

http://enntezarebipayan.persiangig.com/531193_398207243571840_94017544_n.jpg

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1391ساعت 11:46  توسط F&S  | 

تنها ترین بهانه قشنگم برای زندگی متشکرم.................

متشکرم

برای همه وقت هایی که مرا به خنده واداشتی.

برای همه وقت هایی که به حرف هایم گوش دادی.

برای همه وقت هایی که به من جرات و شهامت دادی.

برای همه وقت هایی که مرا در آغوش گرفتی.

برای همه وقت هایی که با من شریک شدی.

برای همه وقت هایی که خواستی در کنارم باشی.

برای همه وقت هایی که به من اعتماد کردی.

برای همه وقت هایی که مرا تحسین کردی.

برای همه وقت هایی که باعث راحتی و آسایش من بودی.

برای همه وقت هایی که گفتی "دوستت دارم"

برای همه وقت هایی که در فکر من بودی.

برای همه وقت هایی که برایم شادی آوردی.

برای همه وقت هایی که به تو احتیاج داشتم و تو با من بودی.

برای همه وقت هایی که دلتنگم بودی.

برای همه وقت هایی که به من دلداری دادی.

برای همه وقت هایی که در چشمانم نگریستی و صدای قلبم را شنیدی.



به خاطر همه ی این ها هیچ وقت فراموش نکن که :

لبخند من به تو یعنی " عاشقانه دوستت می دارم "

آغوش من همیشه برای تو باز است.

همیشه برای گوش دادن به حرفهایت آمادگی دارم.

همیشه پشتیبانت هستم.

من مثل کتابی گشوده برایت خواهم بود.

فقط کافی است چیزی از من بخواهی ,
بلافاصله از آن تو خواهد شد.

می خواهم اوقاتم را در کنار تو باشم.

من کاملا به تو اطمینان دارم و تو امین من هستی.
در دنیا تو از هرکسی برایم مهم تر هستی.

همیشه دوستت دارم چه به زبان بیاورم چه نیاورم.

همین الان در فکر تو هستم.

تو همیشه برای من شادی می آوری به خصوص وقتی که لبخند بر لب داری.

من همیشه برای تو اینجا هستم و دلم برای تو تنگ است.

هر وقت که احتیاج به درد دل داشتی روی من حساب کن.

من هنوز در چشمانت گم شده هستم.

تو در تمام ضربان های قلبم حضور داری......ولی خودت خواستی نباشم ؟؟؟؟

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم شهریور 1391ساعت 13:36  توسط F&S  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1391ساعت 12:13  توسط F&S  | 

آپلود سنتر عکس رایگان

خداوندا..توخیلی بزرگی ومن خیلی کوچک...

ولی جالب اینجاست که توبه این بزرگی مرافراموش نمیکنی امامن به این کوچکی تورافراموش کرده ام...

خدایا کمکمون کن..................

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مرداد 1391ساعت 22:50  توسط F&S  | 

فقط ساده میگم دوووووووستت دارم

بی ریا

صادقانه

عاشقانه

 و

بدون اینکه خجالت بکشم

هر روز

هرساعت

هردقیقه

هر ثانیه

میگم دوستت دارم

قد ستاره های آسمان های

خدا که بیشماره

فدات بشم

عشق واقعی من

نفس منی

شیشه عمرم

تارو پودم

داد میزنم

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم تیر 1391ساعت 23:14  توسط F&S  | 

سالگرد عشقمون مبارک...

درود بر عشقي كه دو سال از ورودش در قلبم ميگذرد.

و چه زود ميگذرد زمان و چه سخت ميگذردوقتي كه تو نيستي.

و چه گرم است عشق و چه سوزان است وقتي كه در اسمان خيالم مي درخشي.

امروز سالگرد عاشقي قلبم است.قلبي كه در اين دو سال مملو از عشق و محبت شد.قلبي كه خوشحال است از با تو بودن و با يادت روزها را شب كردن و با خيالت شب را سپري كردن.

امروز روزي ست كه پيوند قلب هامان دو ساله شد.و چه زيباست پايداري عشق در بهبهه ي حوادث ناگوار.

چقدر زيباست مرور خاطرات گذشته.مرور ابتداي اشنايي.مرور سلام اول،خاطره ي اولين ديدار ونگاه اول .

چقدر زيبا بود تمامي خاطراتي كه با تو گذشت و من هر روز دفتر دلم را ورق مي زنم مبادا كه خاطره اي از ديدگانم پنهان شود.

و حالا كه۷۲۸روز از عاشقي مان مي گذردميخواهم برايت باز هم از عشق بگويم اما اين بار از عشقي كه دو ساله شد.ميخواهم بگويم: تنها بهانه زندگانيم دوستت دارم.اما اين دوستت دارم از ان حرف هايي نيست كه با گذر زمان محو گردد و به فراموشي سپرده شود.اين سخن قلبم است.قلبها هرگز فراموش نميكنند .اين دوستت دارم بر خاسته از قلبي ست كه كه شعله اش را خودت روشن كردي و از گرماي قلب مهربانت به ان بخشيدي.

اي كاش امروز كه عشقمان دوساله شد مي توانستم چشمهاي زيبايت را ببينم .اي كاش در چشمهايت نگاه مي كردم و باتو ميگقتم از عشق و تو شور عشقت را در چشمانم ميديدي كه خود را به شكل قطرات اشك در اورده اند و بر ديدگانم جاري شده اند.

افسوس كه دستهايمان در اين روز مقدس از يكديگر جداست.

اما مهم قلبهايمان است.مهم اين است كه اكنون وجودمان يكي ست.و صداي تپش قلبمان با هم به گوش مي رسد.

بيا در اين سالگرد عشق براي از بين رفتن فاصله ي دستهايمان به پيشگاه خالق عشق برويم از او بخواهيم كه دست هايمان را در دست يكديگر قرار دهد و گرماي عشقمان را جاويدان كند.

دوستت دارم عشق جاودانه ي من.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391ساعت 14:12  توسط F&S  | 

میخوام بگم

تا حالا بهت نگفتم ولی حالا می خوام بگم بی تو میمیرم ..

می خوام بگم تو دنیای منی ..

می خوام بگم با تو بودن چه لذتی داره ..

می خوام بگم دوست دارم فقط به خاطر خودت !!

می خوام بگم شدی مجنون عشقم …

می خوام بگم هر وقت اراده کنی برات میمیرم !

می خوام بگم که می خوام دلمو فرش زیر پات کنم ..

می خوام بگم اگه یه روز نبینمت چقدر دلم برات تنگ میشه !!

می خوام بگم نبودنت برام پایان زندگیه !!

می خوام بگم به بلندی قله اورست و پهناوری اقیانوس اطلس دوست دارم …

می خوام بگم یه گوشه چشاتو به همه دنیا نمیدم …

می خوام بگم هیچ وقت طاقت هجرتو ندارم …

می خوام بگم مثل خرابه های بم خرابتم …

می خوام بگم بیشتر از عشق لیلی به مجنون عاشقتم ..

می خوام بگم هر جور که باشی دوست دارم !!

می خوام بگم غم تو رو به شادی دیگران نمیدم !!

می خوام بگم اگه حتی من رو هم دوست نداشته باشی من دوست دارم ..

می خوام بگم مثل نفسی برام اگه نباشی منم نیستم …

می خوام بگم هر شب با خیالت می خوابم !!

می خوام بگم جایگاه همیشگی تو قلب منه !!

می خوام بگم حاضرم قشنگترین لحظه هام رو با سخت ترین دقایقت عوض کنم ..

می خوام بگم لحظه ای که تو رو میبینم بهترین لحظه زندگیمه !!

می خوام بگم در حد پرستش دوست دارم ….!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391ساعت 21:14  توسط F&S  | 

تقدیم به تو

 

بنشین در کنارم ، دستهایت را بگذار در دستهایم ،نگاه کن

به چشمهایم
نگاه کن
بیشتر نگاه کن ….
با تمام وجود دوستت دارم
با تمام وجود تو را میپرستم
من که تنها تو را دارم ، جز تو کسی را نمیخواهم
دلت هوای آغوشم کرده ؟ بیا که من خیلی وقت است دلم به هوای دیدنت بهانه آغوشت را کرده!
احساس پر از عشق ، همین است آرامش ، همان آرامشی که از تو میخواستم ، همان رویایی که همیشه آرزو میکردم
با   تمام   وجود   حس    میکنم   تو    فقط    مال   منی
این سکوت است که آمده تا تنها صدای تپشهای قلب هم را بشنویم، تا آرامتر شوی

تو را دارم ، برای همیشه ای همنفسی که با تو نفس میکشم جان میگیریم و عاشقانه زندگی میکنم
عاشق زندگی ام ،چون زندگی من تویی عاشقم ، عاشق عشقم چون عشق من تویی
عاشق باران زیرا در زیر باران یا با تو هستم یا به یاد تو
عاشق غروبم چون آتش عشقت را در دلم شعله ور میکند ،آرزوهایم را زیباتر میکند
عاشق همه روزها ، ساعتها و لحظه های زندگیم چون تو را دارم عزیزم
عزیزمی ، عشقمی ،هستی منی ، الهی من فدای خنده هایت ، اشکهایت ، نگاه مهربانت ، حرفهایت شوم
بیا در آغوشم ، هیچگاه از کنار من نرو ،هیچگاه دستهایت را جدا نکن از دستهایم ، همیشه بمان تا من نیز زندگی کنم به عشق بودنت !
به عشق بودنت سالیان سال زندگی کردن را دوست دارم ، دلم نمیخواهد هیچگاه بمیرم ، عاشق تو بودن را دوست دارم
لبهای سرخت را بر روی لبانم بگذار تا به اوج عشق برسیم ، تا بگویم به تو که لباهایت به شیرینی روزهای زیبای زندگیست ، آغوشت آخرین سرپناهم در لحظه های عاشقیست!

بیشتر نگاهم کن ، که نگاهت مرا دیوانه میکند ، بگذار من دیوانه ، دیوانه شوم ، از اینکه با توام  همان مجنون قصه ها شومبیشتر نگاهم کن… همیشه در کنارم بمان فرید من.

 برای نمایش بزرگترین اندازه کلیک کنید

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 21:7  توسط F&S  | 

دردو دلهای من با تو نفسی

 

امشب میخوام از دلتنگیام بنویسم....................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه یکم اردیبهشت 1391ساعت 21:37  توسط F&S  | 

دلتنگ که باشی

دیوانه ام می كند ...!
فكر اینكه .. زنده زنده .. نیمی از من را .. از من جدا كنند !!
لطفا ... تا زنده ام بــــــــــــــــــمان

یه جوری دلم تنگ میشه برات
محاله بتونی تصور کنی
گمونم نمیتونی حتی خودت
جای خالیتو تو دلم پر کنی

دلتنگ که باشی آدم دیگری می‌شوی
خشن‌تر ، عصبی‌تر ، کلافه‌تر و تلخ‌تر ...
و جالب‌تر این‌که با اطراف هم کاری نداری........
همه اش را نگه می داری.........
و دقیقا سر همان کسی خالی می‌کنی که
 دلتنگ اش هستی.........!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1391ساعت 22:36  توسط F&S  | 

بغض..............

 

گاهي آنقدر از گريه پُري که ديگر گريه جوابت نمي دهد
آن زمان است که تمام لحظه هايت مي شود بغض
نگاهت
...
نفس کشيدنت
...
سلامت
نشستنت
ايستادنت
رفتنت
آمدنت
بيداري و خوابيدنت،
حتي خنديدنت مي شود بغض
بغضي که مدام بهانه مي خواهد
تلنگري براي شکستن
براي هق هق .........
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391ساعت 13:23  توسط F&S  | 

وصف عید

 

                                                               

با آرزوی ۱۲ ماه شادی ۵۲ هفته خنده ۳۵۶ روز سلامتی ۸۷۶۰ ساعت عشق ۵۲۵۶۰۰دقیقه برکت ۳۱۵۳۰۰ثانیه دوستی

سال نو مبارک

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم فروردین 1391ساعت 21:5  توسط F&S  | 

بیست و دومین ماهگردمون مبارک

همدمم

کاش بدانی

خانه ی عشق مان همیشه

پناهگاه امنی می شود

در لحظات تنهایی ام

و

صدایت

زیباترین تصنیف زندگی می شود

در لحظات دلتنگی ام...!

به پاکی چشمانم قسم

گرمـــابخش تـــرین خاطـــره ام

خاطره دستان سرد تو بود

در میان دستـانم

و

زیبــــاترین احساســــم

لمس آغوش تــو بود

در میان تمام دلهره هایم

تقديم به اميد زندگاني ام،

 تقديم به شکوه شب و شکوه مهتاب،

تقديم به اشکهاي سوزان روي کوه گونه هايت،

تقديم به خنده هاي دلنشينت و نگاه هاي پنهانت .
تقديم به تو اي خيال من.........
اي آسمان قلبم و اي سرچشمه ي الهام من.........
تقديم به تو اي محبوب ترين قلبم.......
تقديم به تو که يادت از فکر من،

 عشقت در قلب من و نگاهت هميشه در ذهن من

 ماندگار و عطر مهربانيت هميشه در وجودم جاريست.
ميداني که طاقت دوري از تو را ندارم

 

  بدان که دل تنگي ها هم بخاطر تو دوست دارم

 و تو از حال من خبر نداري.
بنابراين:
هر که مي خواهد من و تو ما نشويم مرگش باد و خانه اش ويران.
اي عشق من ،

 اي عزيزترينم:
چه خوب شد که به دنيا آمدي و چه خوب شد که دنياي من شدي .
پس:
براي من بمان و بدان که هيچ چيز با ارزشتر از عشق نيست

 و بزرگترين ويژگي عشق بخشايش است.
بنابراين:
قلبم را که لبريز از عشق است به تو تقديم مي کنم

                                   و سوگند مي خورم که تا ابد :
                                                عاشقانه دوستت بدارم

نفسی فردا عشقمون ۲۲ماهه میشه............

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390ساعت 22:53  توسط F&S  | 

از همون اول...

 

وقتی بارون نگاهت رو به نگاهم ریختی. دلم زنده شد.وقتی با دلت قدم به

 دلم گذاشتی.زلزله ی شدیدی رو تو ی دلم حس  کردم .تو اومدی تموم تنهاییهام

رو با خودت بردی... 

 از همون اول می دونستم اومدی که توی قلبم بمونی....

برای همیشه....

پس ای نازنین....

… ای تنها مونس ای عشق

بمون تا بمونم...

فرید کنارم بمون من با نفسهای تو نفس میکشم.دیروز تاحالا که رفتی مسافرت قلبم داره سنگینی میکنه  نمیدونم چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ولی همینکه بدونم توی همین شهر هستی و نزدیکمی ارومم میکنه الان که بهم گفتی چیزی نمیخوای 

میخواستم بگم زود برگرد که دارم دیونه میشم ولی گفتم شاید غصه بخوری

فریدم زود بیا..................................

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390ساعت 18:25  توسط F&S  | 

دست خودم نیست ...!!!

 

 

اگر می بینی عاشق تو هستم...

دیوانه ی تو هستم و تمام فکر و زندگی من تو شده ای...

به خدا بدان که این دست خودم نیست!!!


اگر میبینی چشمانم در بیشتر لحظه ها خیس است ...

دستانم سرد است...

 و اگر میبینی همه ی لحظه های دور از تو بودن اینهمه سخت و  پر از غم و غصه است...

 بدان که این دست خودم نیست.!!!

دست خودم نیست که همه ی لحظه ها تو را در جلوی چشمانم میبینم و به یاد تو میباشم...


به خدا دست خودم نیست که هر شب به آسمان نگاه می اندازم و ستاره ای درخشان را میبینم و به یاد تو می افتم...


دست خودم نیست که هر سحرگاه به انتظارت مینشینم تا در آسمان دلم طلوعی دوباره داشته باشی...


جون و دلم ... دست خودم نیست که اینهمه تو را دوست میدارم...

 این همه احساسات عاشقانه که من برای تو مینویسم دست خودم نیست...


همه این احساسات و عواطف عاشقانه از این قلب عاشق من است ...

و بدان که همه این دردسر ها و غم و غصه ها و اشکها درد این قلب عاشق من است....


این قلب سرخ و کوچک من انتظاری بالاتر از عشق دارد !!!

 این قلب من تو را میخواهد و به جز تو هیچ چیز از من نمیخواهد!!

نه خونی میخواهد نه نفسی...

نه زندگی را میخواهد و نه هم نفسی...

 این قلب سرخ تنها تو را میخواهد. فقط تو را نفسم!!!


عزیز لحظه هام دست خودم نیست، دست این قلب پر توقع من است...


به قلبم حق میدهم که تنها تو را میخواهد...

 چون تو اولین و آخرین عشق واقعی و همدلی  هستی که در اعماق قلبم نشسته ای ...

و کسی هستی که میتوانی قلبم را برای همیشه نزد خود نگه داری ...

و با حضورت در قلبم انتظار آن را برآورده کنی ...

چونکه تو لایق آن هستی عشق نازم...

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم اسفند 1390ساعت 10:5  توسط F&S  | 

وقتی کسی رو دوست داری هر کاری میکنی...!!!

وقتی کسی رو دوست داری حاضری جون فداش کنی... حاضری دنیا رو بدی فقط یک بار نگاهش کنی...


حاضری به خاطرش داد بزنی به خاطرش دروغ بگی... رو همه چیز خط بکشی حتی رو برگ زندگی...

وقتی کسی تو قلبته حاضری دنیا بد باشه... فقط اونی که عشقته مال خودت باشه...

قید تموم دنیا رو به خاطر اون میزنی... خیلی چیزا رو می شکنی تا دل اون رو نشکنی...

 

حاضری که بگذری از دوستای امروز و قدیم... اما صداشو بشنوی شب از میون دو تا سیم...

حاضری قلب تو باشه پیش اون گرو... فقط خدا نکرده اون یک وقت بهت نگه برو...

حاضری هر چی دوست نداشت به خاطرش رها کنی... حسابتو حسابی از مردم شهر جدا کنی...

 

حاضری هر جا که بری به خاطرش گریه کنی... بگی که محتاجشی و به شونه هاش تکیه کنی...

 

وقتی کسی تو قلبته یک چیز قیمتی داری...دیگه به چشمت نمیاد اگر که ثروتی داری...

حاضری هر چی بشنوی حتی اگر سرزنشه... به خاطر اون کسی که خیلی برات با ارزشه...

حاضری هر کی جز اونو ساده فراموش کنی... پشت سرت هر چی میگن چیزی نگی گوش کنی...

 

حاضری که بگذری از مقررات و دین و درس... وقتی کسی رو دوست داری معنی نمیده دیگه ترس...

خیلی دلتنگتم نفسی...کاش بودی ...

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم اسفند 1390ساعت 9:56  توسط F&S  | 

دلم فریدمو میخوااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااد

 

فقط غروب جمعه نیست که دلگیر است.....


کافیست دلت ....گیــــــــر​ باشد....!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم اسفند 1390ساعت 19:51  توسط F&S  | 

دلتنگم...

گاه دلتنگ میشوم ٬ دلتنگ تر از همه ی دلتنگ ها

گوشه ای مینشینم و میشمارم حسرتها را و محاکمه

می کنم وجدانم را...

من کدام قلب راشکستم؟

کدام احساس را له کردم؟

کدام خواهش را نشنیدم؟

و به کدام دلتنگی خندیدم؟

که اینچنین دلتنگم


 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم اسفند 1390ساعت 22:26  توسط F&S  | 

عشق تو..........

قلبم را دادم به تو که عشق منی ، با تو آمدم، آمدم تا جایی که تو میخواهی،

با تو می آیم ، می آیم به هر جا که بروی ، با تو میروم ، میروم هر جا که بروی....

همه جا با توام ، نیست جایی که بی تو باشم ،  

نیست هوایی که بی تو نفس کشیده باشم

نیست یادی در قلبم جز یاد تو ، نیست مهری جز مهر تو در دلم

چشمانم هنوز غرق نگاه زیبای تواند،  

آنچه پنهان است در پشت نگاهت دنیای عاشقانه من است

همه جا با توام ، آنجا و اینجا در قلبم ، اینجا و آنجا در قلبت ،

می تابم و و میتابی ، میمانم و میمانی، میدانم و میدانی

که چقدر هم تو مرا دوست داری ، هم من دیوانه توام...

چه خوب میفهمی در دلم چی میگذرد ،

چی خوب معنا میکنی نگاهم را ، چه عاشقانه میشنوی حرفهایم را

پاسخ دل گرفته ام را با عشق میدهی، وقتی دلتنگم ،

خبر داری از دل تنگم ، وقتی تشنه دیدارم ، سیراب میکنی مرا عشقم

همه جا با همیم ، نیست جایی که بی تو باشم ، نیست راهی که بی تو رفته باشم..

همه جا خاطره ، همه جا عشق ، همه جا عطر حضور تو ،  

جایی نیست که نباشد عطر نفسهای تو

همه جا خاطره ، جایی نیست که نمانده باشد یادی از تو....

تویی که جان داده ای به تنم و این یاد تو است که نفس میدهد

به این تنی که روحش در وجود تو است

روح عشق در وجودمان، این است روزهای زندگی مان ،

با عشق روزمان شب میشود و با یاد هم شبهایمان را سر میکنیم...

همه جا با توام ، تو اینجا همیشه در قلبمی و  

من آنجا باز هم به عشقت نفس میکشم... 

دوستت دارم عــــــــزیــــــــزم

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند 1390ساعت 11:23  توسط F&S  | 

ناگفته ها

امروز آمده ام از عشق بگویم، از تنفسی عمیق در هوای آلوده ی شهری که مجال نفس کشیدنم نمی دهد. از شاد زیستن در دیاری که زندگی یکایک مردمانش پر از درد و غم است. از احساس خوشبختی میان دوستانی که خوشبختی را بیشتر از یک شوخی نمی دانند!

نیامده ام با نوشتن سرم را گرم کنم که حوصله ام سر نرود، آمده ام که باشم. آمده ام از تو بنویسم. تویی که رنگ را به زندگی خاکستری من پاشیدی. تویی که احساس خاکستر شده ی من را شعله ور کردی. فقط و فقط تویی که تک تک این جملات را با تمام وجود درک می کنی. می دانی که با احساست در دل من آنچنان زلزله ای به پا کردی که دیگر اثری از آن خانه های تنگ و تاریک باقی نمانده است. تو آمدی و شب تاریک و ترسناک دلم را با روی همچو ماهت روشن کردی. سالهای سال بود در آسمان دلم، هر روز و هر شب به دنبال ستاره ی کوچکی می گشتم تا کورسویی را در روبرویم روشن سازد! تو که آمدی می خواهم ترک عادت کنم، می خواهم دستت را در دستم بگیرم و چشم هایم را ببندم. می دانم با وجود تو در کنارم، هیچوقت به بیراهه نخواهم رفت.

می خواهم شریک زندگیم باشی...می دانی چرا؟ چون نمی توانم به آینده ای فکر کنم که جای تو کنارم خالی باشد. چون به عشق رسیده ام و کسی که به عشق رسیده است، به هیچ چیز کمتر از آن راضی نمی شود. می دانم که راهم درست است و این راه را با تمام وجود دنبال می کنم، پا پس نمی کشم، می خواهد آسمان نزول کند یا زمین عروج، برای من فرقی نمی کند، چون می دانم که از خدای بزرگ فقط و فقط زندگی کنار تو را می خواهم و برای رسیدن به این آرزو به هر کاری تن می دهم. خوب می دانی که حتی از جانم برای تو دریغ نمی کنم، چون این جان، بدون وجود تو، همان روح آزرده و افسرده و خاکستری است که هیچ امیدی به زندگی نداشت! فکر زیستن کنار توست که این روزها تحمل همه ی سختی ها را برایم آسان کرده است. با من بمان که من به جای تو گریه کنم، برای تمام سختی های زندگیت! آخر می دانی...تاب دیدن اشکهای تو را ندارم! 

بیا با هم بمانیم که به دنیا ثابت کنیم عشق دیگر یک افسانه نیست...می توانیم...کنار هم...می شود. بیا تا کنار هم به همه ی آدمهای نا امید این دنیا نشان دهیم که عشق یعنی زندگی، زندگی یعنی عشق! جملاتم آرمانی است...شاید هرکسی که این نوشته را می خواند، آن را رویاهای یک انسان خیال پرداز ببیند، ولی من و تو می دانیم که عاشقی چه عالمی دارد...بگذار هرکس هرچه می خواهد بگوید...هر کس هر فکری می خواهد راجع به من بکند...برایم مهم نیست! من تصمیم گرفته ام در زندگی فقط برای یک چیز اهمیت قائل باشم، عشق...عشق...عشق! پس دوستت دارم تا پایان عشق...چون عشق را پایانی نیست!

عشق من؟ بذار کل دنیا به من و تو، به عشق قشنگی که بینمونه، حسودی کنن!  من تا تو رو دارم هیچ غمی ندارم تو زندگیم عزیز دلم... تا همیشه ی همیشه کنارتم و نمی ذارم یه لحظه تنها باشی :* عشق کلمه بزرگیه، بیا کاری کنیم که عشق به ما حسودی کنه، به خوبی هامون، به خوشحالی هامون

 دوستتتتتتتتتتتت دارمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم  عزیزم

 

باورم نمی شود!

من؛ تو؛ عشق؛ علاقه شدید قلبی؛ زندگی تا ابد در کنار هم! مگر می شود؟!

مگر قرار نبود انسان به رویاهایش نرسد؟!

من این نبودم که اکنونم و هر آنچه هستم را مدیون توام...

با زبان و با قلم نمی توان مهربانیهایت را سپاس گفت!

زبانم قاصر است از گفتن عمق این حقیقت، که من بی تو موجود بی هدفی بیش نبودم؛

و قلم ناتوان است از نگاشتن این زیبایی بی حد و حصر، که

فریدم من با تو خوشبخت ترینم!

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم اسفند 1390ساعت 21:1  توسط F&S  | 

دوستت دارم

دوستت دارم ..
.
من هر روز و هر لحظه نگرانت می شوم که چه می کنی !؟

پنجره ی اتاقم را باز می کنم و فریاد می زنم

تنهاییت برای من ...

غصه هایت برای من ...

همه بغضها و اشکهایت برای من ...

بخند برایم بخند

آنقدر بلند

تا من هم بشنوم صدای خنده هایت را ...

صدای همیشه خوب بودنت را

دلم برایت تنگ شده

دوستتــــــ دارم ...

Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/

+ نوشته شده در  جمعه پنجم اسفند 1390ساعت 10:48  توسط F&S  | 

این منم پروردگار مهربانت

این منم پروردگار مهربانت

 

منم زیبا

که زیبا بنده ام را دوست میدارم

تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید

تو را در بیکران دنیای تنهایان

رهایت من نخواهم کرد

رها کن غیر من را آشتی کن با خدای خود

تو غیر از من چه میجویی؟

تو با هر کس به غیر از من چه میگویی؟

تو راه بندگی طی کن عزیز من، خدایی خوب میدانم

تو دعوت کن مرا با خود به اشکی، یا خدایی میهمانم کن

که من چشمان اشک آلوده ات را دوست میدارم

طلب کن خالق خود را، بجو ما را تو خواهی یافت

که عاشق میشوی بر ما و عاشق میشوم بر تو که

وصل عاشق و معشوق هم، آهسته میگویم، خدایی عالمی دارد

تویی زیباتر از خورشید زیبایم، تویی والاترین مهمان دنیایم

که دنیا بی تو چیزی چون تو را کم داشت

وقتی تو را من آفریدم بر خودم احسنت میگفتم

مگر آیا کسی هم با خدایش قهر میگردد؟

هزاران توبه ات را گرچه بشکستی؛ ببینم من تو را از درگهم راندم؟

که میترساندت از من؟ رها کن آن خدای دور؟!

آن نامهربان معبود. آن مخلوق خود را

این منم پروردگار مهربانت، خالقت، اینک صدایم کن مرا با قطره ی اشکی

به پیش آور دو دست خالی خود را، با زبان بسته ات کاری ندارم

لیک غوغای دل بشکسته ات را من شنیدم

غریب این زمین خاکی ام، آیا عزیزم حاجتی داری؟

بگو جز من کس دیگر نمیفهمد. به نجوایی صدایم کن، بدان آغوش من باز است

قسم بر عاشقان پاک با ایمان

قسم بر اسبهای خسته در میدان

تو را در بهترین اوقات آوردم

قسم بر عصر روشن، تکیه کن بر من

قسم بر روز، هنگامی که عالم را بگیرد نور

قسم بر اختران روشن اما دور، رهایت من نخواهم کرد

برای درک آغوشم، شروع کن، یک قدم با تو

تمام گامهای مانده اش با من

تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید

تو را در بیکران دنیای تنهایان، رهایت من نخواهم کرد....


+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم اسفند 1390ساعت 23:47  توسط F&S 

کاش از دلم خبر داشتي !!!

 

 

 

 

 

 

ديشب در خلوت تنهاييم آهسته بي تو گريستم... 



کاش صداي هق هق گريه ام را باد به تو مي رساند. 




تا بداني "بي تو" چه مي کشم. 




کاش قاصدک اين پيغام را به تو ميرساند که اميد و آرزوهايم بي تو 




آهسته آهسته در حال فرو ريختن است

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم اسفند 1390ساعت 23:38  توسط F&S 

دلتنگ کودکیم...

یادش بخیر!

قهر میکردیم تا قیامت و لحظه ای بعد قیامت میشد...

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم اسفند 1390ساعت 13:45  توسط F&S  | 

ماه من غصه چرا ؟

ما ه من ، غصه چرا ؟!

آسمان را بنگر ، که هنوز، بعد صدها شب و روز

مثل آن روز نخست

گرم وآبی و پر از مهر ، به ما می خندد !

یا زمینی را که، دلش ازسردی شب های خزان

نه شکست و نه گرفت !

بلکه از عاطفه لبریز شد و

نفسی از سر امید کشید

ودر آغاز بهار ، دشتی از یاس سپید

زیر پاهامان ریخت ،

تا بگوید که هنوز، پر امنیت احساس خداست !

ماه من غصه چرا !؟! 

تو مرا داری و من

هر شب و روز ،

آرزویم ، همه خوشبختی توست !

ماه من ! دل به غم دادن و از یاس سخن ها گفتن

کارآن هایی نیست ، که خدا را دارند ...

ماه من ! غم و اندوه ، اگر هم روزی، مثل باران بارید

یا دل شیشه ای ات ، از لب پنجره عشق ، زمین خورد و شکست،

با نگاهت به خدا ، چتر شادی وا کن

وبگو با دل خود ،که خدا هست ، خدا هست !

او همانی است که در تار ترین لحظه شب، راه نورانی امید

نشانم می داد ...

او همانی است که هر لحظه دلش می خواهد ، همه زندگی ام ،

غرق شادی باشد ....

ماه من !

غصه اگر هست ! بگو تا باشد !

معنی خوشبختی ،

بودن اندوه است ...!

این همه غصه و غم ، این همه شادی و شور

چه بخواهی و چه نه ! میوه یک باغند

همه را با هم و با عشق بچین ...

ولی از یاد مبر،

پشت هرکوه بلند ، سبزه زاری است پر از یاد خدا

و در آن باز کسی می خواند ،

که خدا هست ، خدا هست

و چرا غصه ؟ چرا !؟!

تقدیم به عشق زندگیم که میدونم الان خیلی ناراحت و نگرانه ولی به روی من نمیاره

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام بهمن 1390ساعت 21:18  توسط F&S  | 

دوستت دارم نفسی

اگه دیر شد اومدی ندیدمت                              یادت باشه دوست دارم



اگه مردم از غم نبودنت                                    یادت باشه دوست دارم



اگه دیدی رعدی زد آتیشی زد به قلب من           یادت باشه دوست دارم



اگه جهنمم با تو میشه بهشت من                     یادت باشه دوست دارم



                     بی تو موندم چه کنم       بهشت و تو جهنمم



اگه میگم دوست دارم یادت باشه                 میمیرم و زنده میشم به خاطرت
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390ساعت 15:18  توسط F&S 

ولنتاین مبارک

 

هرچی عشق و حس خوبه مال تو

هرچی غربت و غم غروبه مال من

هرچی دریا وزمینه مال تو

هرجا که خشکی در کمینه مال من

حس خوب لحظه ی دیدار مال تو

غم روز وداع دلدار مال من

هرچی رویا تو طلوعه مال تو

هرچی فریاد تو سروده مال من

بوی خوب گل شب بو مال تو

درد عشق بی هیاهو مال من

هرچی شادی تو شروعه مال تو

هرچی غصه تو دروغه مال من

روز خوب شعر سرودن مال تو

غم روز بی تو بودن مال من!!!

                                       

نفسم روز عشق مبارک باشه.امیدوارم سال دیگه کنارهم باشیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390ساعت 11:2  توسط F&S  | 

تقدیم به بهترینم


صدایم را ، آوایم را از دست می دهم ؛


وقتی تو صدایم می کنی ...


زمانی که به تو می اندیشم



تصویری از تو در برابرم ظاهر می شود


شفاف و واضح می توانم صورتت را ببینم


لا به لای گنجه های ذهنم را که می گردم ؛



خاطرات بسیاری پیدا می کنم



از گذشته ها ی دور و نزدیک


خاطرات تلخ و شیرین بسیار ؛



ناگهان این صدا در سرم می پیچد ...


با لحنی الهی 

 
در کنارم باش ،


در کنارت هستم ؛


با همدیگر از این دالان تاریک تو


در تو عبور می کنیم


به خاطر میارم صدایی که نام مرا می خواند ؛


لحنی غریب ، با آهنگی آشنا


صدایی از دور دستها که احساس می کنم ؛


از اعماق وجودم منشا داره...


آوایی که می گفت در کنارم باش ؛


در کنارت هستم ... همین جا ،


به همین سادگی


فاصله برایم اهمیتی نداره ؛


این را می دانم تو هم روزی ...


به این حسی که دارم می رسی


ورای زمان و مکان سیر می کنم این روزها ؛


رویاهایی میبنم رنگارنگ .


با لبخندی شیرین پرواز می کنم


در آسمانی روشن و آبی ؛


گویی که در چشمان تو حرکت می کنم


آوازی را با هم زمزمه می کنیم ؛


رقصی جانانه و پایکوبی وصف ناپذیر


با آهنگی آشنا که انگار


از آسمان انعکاس دارد ؛؛؛؛


در کنارم باش ، در کنارت هستم .... 


در کنارت هستم .......



در کنارم باش .....


باش ....

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم بهمن 1390ساعت 20:36  توسط F&S  | 

نصیحت

آدم وقتی عاشق میشه تازه میفهمه برای چی زنده هست ، تازه میفهمه چرا تاحالا قلبش نیرو برای تپیدن داشت و برای کی میزد . آدم تازه میفهمه اونهمه غم تنهایی برای کی بود .
منکه خانومیمو پیدا کردم و تازه فهمیدم چرا هردفعه که قلبم میزنه فریادش گوشمو کر میکنه ، تازه میتونم صداشو بشنوم که میگه : بهش بگو دوسش داری...........

منم بهت میگم:فریدم دوست دارم

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390ساعت 21:43  توسط F&S  | 

دوستم داشته باش

دوستم داشته باش،همانگونه که من دوستت دارم

 

بگذار فاصله من و تو کمتر از آنی باشد

 

که می خواهیم و نمی توانیم

 

که می توانیم و نمی گذارند

 

بگذار میان من و تو فاصله ای نماند

 

نه به خاطر خودت

 

نه به خاطر من

 

که به خاطر این عشق دوستم داشته باش

 

بیش از آنی که من دوستت دارم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم بهمن 1390ساعت 21:1  توسط F&S  | 

مطالب قدیمی‌تر